تبليغاتX
دلم گرفته ای خدا
دلم گرفته ای خدا

همیشه با نگاه تو، با تو عبور می کنم

                                                از اینکه عاشق تو ام، حس غرور می کنم

                    

از سایه سایه های شب، همیشه می گریختم

                                                از دوری تو همنفس، بغض دوباره می شوم

 

ناجی شام شوکران، با دل عاشقم بمان

                                                به حرمت حضور تو، چون تو یگانه می شوم

 

خانه به خانه دیدمت، همچو فسانه دیدمت

                                                با تو ستاره می شوم، با تو ستاره می شوم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 11:20  توسط محمود  | 

روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که  می خوا هید باشید دور نمی کند بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 21 مهر 1357 هستید. مهر ماه هفتم (7) سال است پس :

8=1+7=17=5+8+3+1=1385=1357+7+21

"8" شماره تولد شماست و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

تفسیر اعداد:

1-     خالق و مبتکر

"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ،گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادار ند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند  عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

2-     پیام آور صلح

"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زند گی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

3- قلب تپنده زندگی

" سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال اجتماعی جذاب رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه انها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یار بیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

4- محافظه کار

"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بداننند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

5-ناهماهنگ با جماعت

"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندرند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات انها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

6- رمانتیک و احساساتی

" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. "شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند

"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست امده  را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه  کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

8- آدم کله گنده

"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها رارئیس ببینند.

9- اجرا کننده و بازیگر

"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 11:13  توسط محمود  | 

شاگردي از استادش پرسيد : عشق چيست؟

استاد در جواب گفت: به گندمزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور، اما در هنگام عبور از گندمزار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني؟

شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد: چه آوردي؟

و شاگر با حسرت جواب داد: هيچ ! هرچه  جلو ميرفتم ، خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم.

استاد گفت : 'عشق يعني همين'

شاگر پرسيد: ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي توني به عقب برگردي.!

شاگر رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد

 و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و واولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم، ترسيدم كه اگر جلو بروم باز هم دست خالي برگردم.

استاد باز هم گفت: ازدواج هم يعني همين!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 17:54  توسط محمود  | 

روي شعرم ستاره ميبارد


در سكوت سپيد كاغذها


پنجه هايم جرقه ميكارد


شعر ديوانه تب آلودم


شرمگين از شيار خواهشها


پيكرش را دوباره مي سوزد


عطش جاودان آتشها


آري آغاز دوست داشتن است


گرچه پايان راه ناپيداست


من به پايان دگر نينديشم


كه همين دوست داشتن زيباست


از سياهي چرا حذر كردن


شب پر از قطره هاي الماس است


آنچه از شب به جاي مي ماند


عطر سكر آور گل ياس است


آه بگذار گم شوم در تو


كس نيابد ز من نشانه من


روح سوزان آه مرطوب من


بوزد بر تن ترانه من


آه بگذار زين دريچه باز


خفته در پرنيان رويا ها


با پر روشني سفر گيرم


بگذرم از حصار دنياها


داني از زندگي چه ميخواهم


من تو باشم  ‚ تو ‚ پاي تا سر تو


زندگي گر هزار باره بود


بار ديگر تو بار ديگر تو


آنچه در من نهفته درياييست


كي توان نهفتنم باشد


با تو زين سهمگين طوفاني


كاش ياراي گفتنم باشد


بس كه لبريزم از تو مي خواهم


بدوم در ميان صحراها


سر بكوبم به سنگ كوهستان


تن بكوبم به موج دريا ها


بس كه لبريزم از تو مي خواهم


چون غباري ز خود فرو ريزم


زير پاي تو سر نهم آرام


به سبك سايه تو آويزم


آري آغاز دوست داشتن است


گرچه پايان راه نا پيداست


من به پايان دگر نينديشم

                              كه همين دوست داشتن زيباست
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 17:48  توسط محمود  | 

پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت. پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.

روز اول پسر بچه 37 ميخ به ديوار كوبيد. طي چند هفته، همانطور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند، تعداد ميخهاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد. او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسان تر از كوبيدن ميخها بر ديوار است...

بالاخره روزي رسيد كه پسر بچه ديگر عصباني نمي شد. او اين مسئله را به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر بار كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند، يكي از ميخها را از ديوار درآورد.

روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخها را از ديوار بيرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت: «پسرم! تو كار خوبي انجام دادي و توانستي بر خشم پيروز شوي. اما به سوراخهاي ديوار نگاه كن. ديوار ديگر مثل گذشته اش نمي شود. وقتي تو در هنگام عصبانيت حرفهايي مي زني، آن حرفها هم چنين آثاري به جاي مي گذارد. تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو كني و آن را بيرون آوري. اما هزاران بار عذرخواهي هم فايده ندارد؛ آن زخم سر جايش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است.»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 19:39  توسط محمود  | 

هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشمهايت ( ضرب المثل)

مردي كه به خاطر پول زن ميگيرد، به نوكري مي رود. ( چيني)

لياقت داماد،  به قدرت بازوي اوست. ( يوناني)

زن عاقل با داماد بي پول خوب ميسازد ( انگليسي)

داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت. ( لهستاني)

دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح ميدهد( ايتاليايي)

داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي ( فرانسوي)

درباره مادر عروس تحقيق كن 0 آذربايجاني)

براي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني( چيني)

اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در درست بگير ( اسپانيايي)

اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج  كن اما پولت را از او دور نگه دار( تركي)

ازدواج مقدس ترين قرارداد ها محسوب ميشود( ماري آمپر)

ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است. ( سقراط)

 ازدواج  مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود ( بورنز)

با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد بود، بهترين دوست شما ميشد. ( بردون)

 با همسر خود يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلا نخواندي.( سوني اسمارت)

براي يك زندگي سعادتمندانه ،  مرد بايد كر باشد و زن لال  ( سروانتس)

تا يك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند.(اسمايلز)

پيش از ازدواج  چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آن ها را ببنديد. (فرانكلين)

خانه بدون زن ، گورستان است. ( بالزاك)

تنها علاج عشق، ازدواج است. ( آرت بوخوالد)

ازدواج عبارت است از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي، سه سال جنگ و سي سال تحمل. (تن)

عشق سپيده دم ازدواج است . ازدواج شامگاه عشق ( بالزاك)

مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق مي شوند با  آن ها ازدواج كنند.( بن بيكر)

با ازدواج مرد روي گذشته اش خط ميكشد و زن روي آينده اش ( سينكالويس)

خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست ميايد( پاستور)

ازدواج كنيد، به هر وسيله ي كه مي توانيد، زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شديد فيلسوف بزرگي مي شويد( سقراط)

قبل از رفتن به جنگ يكي دوبار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن ( لهستاني)

مطيع  مرد باشيد تا او شما را بپرستد. (كارول بيكر)

 با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن ( شارل بودلر)

دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است و نه قسمتش روي گذشت از خطا ( اسكاتلندي)

اصل و نصب مرد وقتي مشخص ميشود كه آن ها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا ميكنند.( شاو)

ازدواج هميشه به عشق پايان ميدهد ( ناپلوئن)
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 16:5  توسط محمود  | 

نمي خواهم بگويم که تو بي وفا هستي چون تو معني وفا را به من اموختی 

هنگامي که تو از ميان شکوفه هي گيلاس به من خنديدي من عاشقي را با تمام وجود احساس کردم 

هيچ گاه نخواهم گفت که عاشق نبودي زيرا کسي که عشق را به قلب سنگ من وارد کرد نمي تواند عاشق نباشد 

اه دلم گرفته عزيز دلم عجيب گرفته  

باهيم ميل به رفتن دارد در ماندن نابودي مي بيند 

 دلم تنگ است دلم سخت تنگ است

 بري

اقيانوس بي انتهي چشميت. مي دانم مي دانم که ديگر به من فکر نمي کني مي دانم تمام دلتنگي هيم بيهوده است و تو با 

برواز به سوي او که حتما بهترين بهترين هاست قلبم را در زير خرواري خاطرات خزان زدهي گذشته مدفون ساختي 

به تو فکر مي کنم با قلبي خونين ودلي شکسته 

دوستي مي گفت 

 خاطرات شيرين گذشته تلخ ترين غم امروز است

 وامروز در ين ساعت فرياد ميزنم ي کاش عاشق نبودم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 12:9  توسط محمود  |